چهارشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۹

اشکاتو پاک کن تا برسم

همه چيز داشت خوب پيش ميرفت که گريه ام گرفت يه گريه بي موقع و بي دليل تعجب کرد دليلي واسه گريه نميديد حرفي نزده بود ناراحتم کنه اما من عين ابر بهار اشک ميريختم دلم براش تنگ شده بود دوستش داشتم ميخواستمش ميترسيدم از دستش بدم
يک لحظه ترسيدم از دستش بدم نباشه
دعوام کرد که حق ندارم گريه کنم

به زمين و زمان لعنت فرستادم ميخواستمش و نبود
گوشيش زنگ ميخورد و جواب نميداد اس زدم جواب نداد زار زدم با همه وجودم داشتم گريه ميکردم ضجه ميزدم گوشي رو برداشت و من نفهميدم و همچنان داشتم گريه ميکردم ضجه ميزدم
به خودم اومدم ديدم داره فرياد ميزنه چت شده واسه چي گريه ميکني گفتم ...
قرار شد بياد دنبالم بريم بيرون به شرط اينکه ديگه گريه نکنم گفتم دير ميرسه قول داد زود بياد

چند دقيقه بعد
(جون ميم گريه نکنيا .اشکاتو پاک کن تا برسم )
*هر وقت يادم رفت دوستم داره شک کردم دوستم داره اينو بايد بخونم و ايمان بياورم

سه‌شنبه، دی ۲۸، ۱۳۸۹

لج کردم چون بي تفاوت شده

افتادم روي دنده لج
از چهارشنبه که اس زدم جواب نداد آخر شب
حساب کن ببين چند روزه سوت و کور
پليورش رو دست و دلم نميره تموم کنم يه تيکه جا دکمش مونده و دوختن دکمه ها
دلم ميخواست تنش کنم و توي تنش ببينم و يه عکس يادگاري بندازيم
اگه تا چهارشنبه خودش خبري ازش نشه
اس ميزنم بهش ميگم يه آدرس بده براش با پيک بفرستم

اينم شانس ما با اين دوستمون به هيچ جاش مارو حساب نميکنه
گاهي به سرم ميزنه اصلا بشکافمش بزارم سر خيابون

یکشنبه، دی ۲۶، ۱۳۸۹

هيچ کس نيست برم باهاش برف بازي

آقاي دانشگا
يکم برنامه ريزيتو هماهنگ کن روزهاي برفي امتحان نذار واسه اين دانشجو هاي طفل معصوم
اينجوري نه ما غير دانشجويان ميتونيم برف بازي کنيم (بخاطر اينکه دوست پسرمون امتحان داره )
نه اون دانشجوهاي عزيز ميتونن بشينن سر درسو مخششون

*از چهارشنبه هيچ خبري ازش ندارم چون هر روز امتحان داره
**دلم يه برف بازيه درست و حسابي ميخواد هيچ کس نيست برم بهاش برف بازي

یکشنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۹

قصه این کتاب و من

بالاخره خریدم
من یک ساله بودم که جلد یک و دو این کتابو بهم هدیه دادن و توی صفحه اولش
برامچند خطی نوشتن دلیل این هدیه معلوم نیست و از خودشم پرسیدم بعد این
همه سال اصلا یادش نبود چیکار کرده دوم راهنمایی بودم که خوندمش و مجذوبش
شدم بارها خواستم جلد دوم به بعدش رو بخرم نشد چون زیاد بودن و برام گرون
میشد منم اون روزها چنین پولی نداشتم جسته گریخته چند جلد بعدی رو خوندم
شاید تا جلد شش یا هفت اما تمومش نکردم بعد رفتم دانشگاه و یکی از
دوستای اون زمانم گفت بقیه اشو نخون حالت گرفته میشه منم نخوندم اما
هنوزم دلم پی اش بود و هر بارخواستم بخرم گرون بود و بی پول بودم آخرین
بار چاپی پیدا کردم که قیمتش برام مناسب بود اما اون روز به اندازه کافی
همرام نبود همه پولمو خرج کرده بودم دفعه بعد که با پول رفتم تموم شده
بود و تا مدتی چشم میگردوندم اما نبود تا امروز که دلو زدم به دریا و
خریدمش هرچه بادا باد فوقش آخر ماه پول کم میارم اما این بار از دستش
نمیدم

پنجشنبه، دی ۱۶، ۱۳۸۹

خسته و کلافه ام جای دنجم آرزوست

توی این شهر درندشت یه جا سراغ دارید واسه یه دختر تنهای کلافه که یه چند
ساعت بره واسه خودش اونجا بشینه کسی هم کاری به کارش نداشته باشه و مزاحم
نشه شدیدا بهش نیاز دارم اینروزها زود به زود کلافه میشم و دوست ندارم
خونه هم باشم پاهام هم درد میکنه نمیتونم قدم بزنم باید یه جا بتونم
بشینم
جایی هست ؟

سه‌شنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۹

از مسافرت اومدم جاتون خالي

اين پليور هنوز تموم نشده قول شرف دادم تا 20ام تموم بشه


يه رج ميبافم بعد اجازه دارم يه دوتا آيتم بخونم

شايد اينطوري زودتر تموم بشه

اين ريدر هم مارو از زندگي انداخته
 
*روز خوبي رو با مهندس داشتم دلم واسش يه ذره شده بود 
به خدا گفتم اگه دوستم داشته باشه خودشو ميرسونه مردونه خودشو رسوند 
دوستم داره دوستش دارم 
ازش پرسيدم
فکر ميکني دوستت دارم ؟
گفت اگه يه روز خيلي دوستم داشته باشي ميزارم ميرم  

پنجشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۹

مري کريسمس

آقا ما انقدر خارجکي هستيم که نگو
تعطيليم سه روز اول کريسمس

داريم ميريم مسافرت جنوب

ما باهم مشکلي نداريم که

ديشب مثل سگ گريه کردم انقدر که چشمام فقط پف شده اصلا هيچيش معلوم نيست
واسش نوشتم ازش دلگيرم دلخورم

يه سري سوال جواب از هم پرسيديم
به اين نتيجه رسيديم
من کم قربون صدقه اون ميرم  و همش گريه ام
اون کم از من تعريف ميکنه و بغلم نميکنه

ما باهم مشکلي نداريم فقط

دوشنبه، دی ۰۶، ۱۳۸۹

مردي به دختر 5سالش 8 سالش 15 سالش 2 سالش 9 سالش .... تجاوز کرد

نميتونم درک کنم نميتونم هضم کنم نميتونم بفهمم اصلا نميتونم هيچ غلطي بکنم از عهده من خارجه
چطور يه پدر ميتونه با چه فکري با چه ديدگاهي با چه حقي
به يه بچه
به دختر خودش
به دختر خودش
به دختر خودش
اينجاست که گير ميکنم اينجاست که نميتونم ادامه بدم اينجاست که ميخوام بميرم

اصلا اين آدم اسمش پدره ؟ اصلا آدمه ؟
هزار مورد با سن و سال گوناگون با موقعيت هاي متفاوت
بعد ميتونه توي چشم بچه اش زنش نگاه کنه و بازم زنده بمونه ؟
ميتونه سرشو بالا بگيره بگه دختر من ؟
اصلا ميتونه نفس بکشه ؟
آره ميتونه ذلت بشر پست تر و بي ارزش تر از اين حرفاست
هر روز صبح حداقل يه مطلب با اين موضوع ميخونم کي ميخواد تموم بشه کي ميخواد خبر هاي خوش باشه
حالم بهم ميخوره همش تو ذهنم ميچرخه
 پدر بابا
دختر فرزند
گريه دارم ميخوام اونقدر گريه کنم که ديگه چيزي تو ذهنم نمونه همش پاک بشه اما نميشه

یکشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۹

من به حال دل گريه ميکنم دل به کار من خنده ميکند

گریه میکنم چون میدونم اینها تصورات ذهنی منه چون هیچ وقت اتفاق نمی افتن


چون فقط توی ذهن من وجود داره چون چشم که باز میکنم تنهای تنهام

فرض محاله فرض محال محاله اتفاق بی افته گریه میکنم اشک های درشت درشت

تمام بالشمو خیس میکنه کاشکی بود حتی اگر اونطور که من میخوام هم نبود

اما کنارم بود دیگه تنها نبودم گوله میشدم توی بغلش و اشکام محو میشد خشک

میشد

برای خودم دلم میسوزه اونقدر تنهام که به حداقل بودنشم راضی میشم شرم

آوره خاک بر سر احمق تنهام کنن خاک رس

*مرده شورم ببرتم که عین خرس شدم ۶۳ کیلو چه غلطی بکنم با این ده کیلو اضافه
** يه زماني اين آهنگو با سه تار ميزدم و استاد زير لب زمزمه ميکرد

پنجشنبه، دی ۰۲، ۱۳۸۹

پوليور هاي مردانه دست بافت شب يلدا

دو سال توي شب يلدا واسه دوتا آدم که برام عزيز بودن داشتم بافتني ميبافتم
آخه تولدشون نزديک بود
عکس يکي رو دارم که پهن شدم جلوي شومينه و يک عالمه نخ و متر و ورق و نقشه بافت جلوم پهنه اين عکس رو چندين سال بعد بطور اتفاقي پيدا کردم
امسال اما کسي نبود بخواد ازم در حال بافتني بافتن عکس بندازه

چند تا شب يلداي ديگه مياد که بازم من باشم و يه پوليور مردونه دست بافت و کسي که دوستش دارم و براش دارم ميبافم ؟

شب يلدا
ماه دي

تو
اون
من

*دوتا آدم که هردو رو دوست داشتم و دارم توي دوتا زمان مختلف اومدن توي زندگيم و بطور اتفاقي تولد هردو توي ماه دي
با اختلاف يک روز
دومي رو بيشتر از اولي ميخوام هرچند اولي هم در زمان خودش همه زندگيم بود

سه‌شنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۹

خدا عدالتت کجا رفته اين حقشون نيست

ساعت 12 زنگ زدم ميگه بابات نيست رفته شهرستان تعجب کردم سابقه نداره بي هوا بره جايي
گفتم کجا چرا ؟گفت پسر خالش تصادف کرده
+کدوم پسر خاله اش ؟
*اصغر
+مرد ؟(به شوخي گفتم معمولا وقتي ميگن يکي تصادف کرده به شوخي ميگم بنکل مرد  )
*مرد
+مرد؟(با تعجب)
*مرد
باور نکردم
اين آدم زحمتکش که تمام عمرش رو زحمت کشيد به همين سادگي از دنيا بره
از ديشب ذهنم رو مشغول کرده
يه دختر دانشجو داره و يه پسر يکم خل مشنگ
يه خونه کوچيک و يه مغازه اجاره اي
از نظر مالي دست و بالشون يکم بسته بود  اما از نظر معرفت و مهربوني هرچي بگم کم گفتم
خودش زنش بچه هاش هميشه مهربون و دوست داشتني بودن من به شخصه خيلي براشون احترام قائلم و دوستشون دارم بر عکس اون يکي برادرش که يکم وضعش بهتر بود و بچه هاش بخاطر همين مسئله خدا رو بنده نبودن و پر فيس و افاده بودن

سرنوشت زن و بچه هاش چي ميشه ؟
خانمش خونه داره و پسرش که عملا کاري ازش بر نمياد دخترشم که دانشجو مال و اموالي هم ندارن خودشم که نه بيمه بوده نه چيزي
يعني بايد بيافتن زير دست اون برادرش که پولداره ؟
چه وحشتناک اونها همين طوريشم اينها رو دست کم ميگرفتن و بهش فخر ميفروختن و مثل يه کلفت باهاشون رفتار ميکردن چه برسه خرجشونم بخوان بدن

سه‌شنبه، آذر ۲۳، ۱۳۸۹

خدا روزي رسونه

آقاي گردن کلفت راننده پرشيا سفيد  پولدار که همه جا خونه داشتي و براي امام حسين آشپزي ميکردي
که ديشب از دم هيئت مارو سوار کردي تا نزديک خونمون آوردي بي منت
يه پرس زرشک پلو با مرغ هم دادي بهمون
دمت گرم دمت خيلي گرم

مهندس عزيز جونم که بخاطر من زود اومدي و شام نخوردي و غذاي نذريتم بخشيدي به من و خودت نصف شبي رفتي ساندويچ خريدي
دم تو هم گرم قربونت برم که انقدر فداکاري

دوشنبه، آذر ۲۲، ۱۳۸۹

حوصله ندارم

خسته ام کسل ام بي حوصله ام
امروزم بيکارم اگه يادم بود حداقل بافتني ام رو مياوردم ميبافتم وقتم خيلي کمه و کلي ازش مونده قسمت پشتش رو نصفه بافتم يک طرف جلو رو تا نزديک سرشانه
هنوز يه طرف ديگه جلو و آستين ها و يقه مونده

حوصله کتاب خوندن ندارم ترجيح ميدم ريدر بخونم يه کتاب بهم داده روم نشد دستش رو رد کنم

دستبند و انگشتر جديدم هم ديگه اونطوري برام جذاب نيست
ديشب نصف شب اس ام اس زد خواب بودم امشب ميخوام برم باهاش هيئت
دلم براش تنگ شده
ديروز هم گذشت و تموم شد حتي نميدونست يادش نبود
ببينم امروز حرفي ميزنه در بارش يا نه
فقط ديروز بهش زنگ زدم گفتم امشب ميرم هيئت و دکمه براي پليورش چي بخرم

یکشنبه، آذر ۲۱، ۱۳۸۹

نوحه گوش ميدهيم

ميگه دنبال چي داري ميگردي تو گوگل ميگم نوحه
شکل علامت سوال شده ميگه منو دست انداختي تو دنبال نوحه ميگردي از سقف برو بالا

ميگم جدي دارم ميگردم
خب چيه مگه
من بعضي هاشو نه بعنوان نوحه و و عزا داري اما به عنوان به موسيقي و آهنگ دوست دارم

مثل اين
يا حسين آنکه دل از غير تو ببريد منم
آنکه لا جرعه مي عشق تو نوشيد منم ........
مال کويتي پور
ديگران که از اين نوحه هاي بيخودي جديد ميزارن من واسه خودم اينو ميخونم
چه اشکالي داره خب محرم واسه من اين مدليه با زنجير زني و دسته و علم و کتل
نه توي سر و کله زدن و زنجه موره کردن

پنجشنبه، آذر ۱۸، ۱۳۸۹

مهمان امام حسين (حسين پارتي)

ديشب رفتم يه مسجدي
بد نبود جاش بزرگ بود و ملت جالبي بودن صحنه هايي ديدم که به عمرم نديده بودم و براشون متاسف شدم

از ساعت 9:30 تا 11 اونجا بوديم مهندس هم بود اومد مترو دنبالم و جلوي در زنونه مسجد منو ول کرد و رفت
آقا حکمت اينکه با دست محکم ميزنن روي پاشون چيه؟فقط هم پاي راست محکم شترق
دوتا خانم جلوم نشسته بودن اقاي مداح که گلوشو جر ميداد اينها واسه خودشون داشتن دردل ميکردن و انگار يه عمره همديگرو نديدن سير تا پياز فک و فاميل رو براي هم تعريف کردن و نظر دادن محض خالي نبودن عريضه و همنوايي با بقيه جمع هم هر چند وقت يکبار بصورت اتومات و زمانبندي شده شترق ميزدن روي پاشون

اينها رو بيخيال
همه يه طرف
برگشت و لذت موتور سوار شدن و محکم چسبيدن به مهندس و يخ زدن تا مغز استخوان يه طرف
ارزششو داشت ارزششو داره بازم ميرم

چهارشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۹

ندارد

چه مرگم شده
يه عالمه موضوع واسه نوشتن دارم اما نمينويسم
اصلا الان مدتيه دوست ندارم تصميمي بگيرم نظري بدم انتخابي کنم
دوست دارم همه چيز همين طوري بمونه و پيش بره در لحظه اتفاق بي افته

حالم خوبه خوشحالم داره بهم خوش ميگذره دنيا به کامم هست
زندگيم روبه راهه

شايد بخاطر اينکه اون روز بخصوص نزديکه
26 آذر
گفتم نميخوام بينش فاصله بي افته
ضمني تاييد کرده اما قطعي نه

شنبه، آذر ۱۳، ۱۳۸۹

آرزوي بر دل مانده 1

يه روز صبح که بيدار ميشم ببينم تنها نيستم و يه نفر کنارم هست و سرموبزارم توي بغلش

*صبح که بيدار ميشم دلم بغلشو ميخواد

جمعه، آذر ۱۲، ۱۳۸۹

حالا بگو تيتيش ماماني

خب من الان بگم به کدوم در و ديواري خوردم که روي بازوم بصورت ( ) کبود شده ؟
گاز که ميگيري جاي دندونت فقط شبيه جاي دندونه کسي باورش نميشه خوردم به در و ديوار




گذشته نه چندان دور

پنجشنبه، آذر ۱۱، ۱۳۸۹

آرزو بر دل

 يه روز يه نفر بهم از اين دسته گل هاي زير گل رز هديه بده که کنار ميدون چيدن
هر روز نگاشون ميکنم دلم ميخواد اما دوست ندارم خودم واسه خودم بخرم دوست دارم هديه بگيرم

سه‌شنبه، آذر ۰۹، ۱۳۸۹

ديروز مترو چقدر شلوغ بود

آقاي جواني که کاپشن سبز پوشيده بودي توي خط زرد مترو 
فاصله ام باهات فقط چند ميليمتر بود و تقريبا توي بغلت بودم
خيلي مردي
 که حتي يک ميليمتر هم تکون نخوردي وگرنه اشکم در اومده بود 
مرسي


*تو که نيستي سوار مترو ميشم گريه ام ميگيره
**همين اخلاقته که هواي رفتن ميزنه به کلم

دوشنبه، آذر ۰۸، ۱۳۸۹

گودر بخونم يا بافتني ببافم مسئله اينست

يه بار رفتم ژورنال خريدم و اينبار بالاخره رفتم حسن آباد و کاموا خريدم اين پروژه بافتني بافتن منم طولاني شدها
واسه تولدش ميخوام يه پليور دست باف بهش کادو بدم يه روزي به يه آدم ديگه اي هم همچين کادويي دادم
(به آدم هايي که دوست داشتم دوست دارم يه پليور که خودم بافتم هديه دادم هديه ميدم)
مسئله اينجاست که مامان جان مهندس خودش بافندس بايد حواسم رو جمع کنم يه کار بي عيب و نقص ببافم که نتونه ايراد بگيره
رنگش رو قهوه اي  مخمل گرفتم چون خودش مدل و رنگشو انتخاب کرد
دو روزه ميبافم ميشکافم
بافتني بافتن اولش از همه سخت تره چون بايد اندازه رو در بياري و محاسباتش رو انجام بدي  اين که بگذره آسون ميشه وقتم محدوده

یکشنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۹

پياده روي +کفش پاشنه بلند+جوراب

من کفش پاشنه بلند دوست دارم
من پياده روي دوست دارم
من دوست دارم موقع راه رفتن همون کفش پاشنه بلندم پام باشه و همه جا هم باهاش برم

اين خيابون ها احمق هستن
اين خيابون ها با اصول مهندسي ساخته نشدن
اين خيابون ها پر از چاله چوله هستن

اين رگ هاي پاي من غلط کردن واريس شدن

*مجبور شدم جوراب واريس بخرم تا بيشتر نشه چقدرم گرون بود 40 هزار واسه يه جفت جوراب
فقط بخاطر اينکه اگه بيشتر بشه و قلمبه بشه پاهام زشت ميشه  نميتونم دامن کوتاه بپوشم و بدون جوراب برم مهموني

شنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۹

کرايه بيشتر = دزدي

دزدي فقط به از ديوار مردم بالا رفتن نميگن
دزدي فقط کيف مردم رو زدن نيست

آقاي راننده مو سفيد که بيشتر از حقت از من پول گرفتي
چرا وقتي بهت گفتم اينکارت دزديه قاطي کردي ؟
مگه دروغ گفتم ؟
پير مرد از اون موي سفيدت خجالت ميکشيدي که هرچي لياقت خودت بود به من گفتي چون بهت واقعيت رو گفتم چون تو داري با اينکار دزدي ميکني حالا خودت باورش نکردي اون به من مربوط نيست
به خاطر تک تک چرت و پرت هايي که گفتي و من بخاطر موهاي سفيد جواب ندادم ازت نميگذرم

تو و همه راننده هايي که پول زور ميگيريد و کرايه بيشتر ميگيرين دزديد دزد توي روز روشن

جمعه، آذر ۰۵، ۱۳۸۹

انسان با شعور به کسي ميگن که

وقتي جواب sms هاشو نميدي و زنگ ميزنه سايلنت ميکني و جواب نميدي
خودش sms ميزنه
*پاک کن منم پاک ميکنم باي

البنه اين در حد حرفه بايد ديد عملشم همين طوريه ؟

پنجشنبه، آذر ۰۴، ۱۳۸۹

فقط تا ساعت نه زنده ام

خدایا یه معجزه بفرست من فقط همین امشب رو دارم
فقط همین چند ساعت رو دارم
خدا نزار ترکم کنه نزار تموم شه
فقط چند ساعت وقت دارم واسه زندگی



*7/9/89
اصلانم تموم نشد خوب گريه هامو کردم و به اين نتيجه رسيدم ما مشکلي باهم نداريم و چون مشکل نداريم من نميزارم تموم بشه من همه سعيمو ميکنم تموم نشه
و راستش زياد هم سعي نکردم چون فقط يه چيزي گفته بود که گفته باشه اونم ميدونه ما باهم مشکلي نداريم و نميخواييم تموم بشه

هذيان شبانه 2

هر چقدر بري طرفش بيشتر ازت دور ميشه خودشو توي کارش غرق کرده واسه فرار از تو ولش کن شايد برگرده شايد هم نه کاري از دست تو ساخته نيست
بايد تنهايي زندگي کني
گريه نکن جز اينکه چشمات پف کنه و قرمز بشه چيزي عوض نميشه
فردا ميرم کاموا ميخرم بايد بافتنش رو شروع کنم واسه تولدش حاضر بشه بايد اينکارو انجام بدم شايد تا اون روز يخ ها يکم آب شده باشه
لعنتي دلم برات تنگ شده چرا نميفهمي
بهت نياز دارم چرا چرا ازم فرار ميکني ؟

واسه کي ؟واسه چي؟ فايده اش چيه ؟
آينده اي واسه من وجود نداره هيچ آينده اي
آينده ام هم ميخواد يه گهي باشه مثل اين 6 سال گذشته
ميخوام گم شم ميخوام نباشم ميخوام بميرم
چند بار چند دفعه تا کي؟بسمه بسمه ديگه چيزي ازم باقي نمونده
دراز ميکشم شايد گريه ام بند بياد و خوابم ببره

براش حتي مهم نيست که بخواد جوابمو بده
اون براي من همه چيز بود همه چيز هست

آره تموم شده همه چي تموم شده اگرقبول کني که تموم شده اگه بپذيري و باور کني که تموم شده نصف راهو رفتي
تموم شده همه چي تموم شده بپذير و زندگي کن

حيف که دوستم نداري کنارت خوشبخت بودم شاد بودم زنده بودم کنار تو دوباره شدم اون مستانه چند سال قبل کوچولو شدم و برگشتم به قبل از اون زخم خوردن زخمم خوب شد
هرچند کوتاه بود اما شاد بوديم

هذيان شبانه 1

1-من خوبم بايد خوب باشم خوب باش خوب باش
2-نبايد مهم باشه همه توي اون خونه جمع شدن و دارن پيتزاي خونگي مخصوص ميخورن و من اينجا تنهام
3-دست و پام يخ کرده گرم نميشه اين خونه خيلي سرده چرا نميفهمي مگه تو هم آدم نيستي خونه سرده من دارم يخ ميزنم
4-کتاب (به کودکي که هرگز زاده نشد )رو خوندم
من نميتونم هيچ وقت مادر بشم هرگز نميتونم تجربه اش کنم يه نفر توي وجودم رشد کنه و بزرگ بشه کي ميخواد باباش باشه ؟
هيچ بابايي نيست پس هيچ بچه اي هم نيست
5- چرا ديگه چاپ نميشه ؟چي ميشه ؟ بازم ميبينيمش ؟قرار بود بترکونه اما ترکوندنش منفجرش کردن
6-اَه برو به جهنم فقط ميتوني توي فکرت بنويسي حرف بزني
7-آره اون سرد شده تو خودت همه شواهد رو ديدي و علاوه بر اون کتابي هم که خوندي تمام علائم رو تائيد کرد اون نسبت به تو سرد شده و ازت فرار ميکنه براش جذابيتي نداري .
تو اونو خاموش کردي تو مقصر بودي با حرفات با رفتارت نه از عمد ناآگاهانه ولي نتيجه فرقي نداره
يخ زده بطور کامل يخ زده بي خود سعي نکن به جايي نميرسي

چهارشنبه، آذر ۰۳، ۱۳۸۹

خوشحاليم

اوضاع روبه راه و ملالي نيست جز دوري شما
ديروز اولين حقوق کار جديدم رو گرفتم و طبق معمول ولخرجي کردم
يه شال خريدم و يه چند تيکه ديگه (فضول اگه ميخواستم که مينوشتم چي خريدم )

دارم فکر ميکنم برم اين بانک مسکن يه حساب باز کنم

چي ميشد تهران هميشه انقدر خلوت بود من بيست دقيقه اي ميرسيدم سر کارم ؟
بله آلودگي هوا و اينها واسه ما معني نداره ما کار ميکنيم حتي روزهاي تعطيل
بهتر حوصله خونه موندن ندارم چه کاريه

اين تاکسي ها چه التماسي ميکنن اين روزهاي تعطيل به مسافر ها
اينها همون پدر سوخته هايي هستن که روزهاي عادي کرايه رو به بهونه ترافيک و شلوغي دولا پهنا حساب ميکنن ها

سه‌شنبه، آذر ۰۲، ۱۳۸۹

گوش ميدهيم

تنها اهنگ ترک که در تمام زندگيم خوشم اومد
چندين سال دنبالش بودم چون اسمشو نميدونستم
نخند خب
http://www.youtube.com/watch?v=nJXlrI8proI